خزان زود هنگام و کبود شدن یاس بوستان پیامبر ، تسلیت باد .
|
آموزش زبان عربي
آشنایی بیشتر با کلام الهی
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
ای که بانامت جهان آغاز شد دفتر ما هم به نامت باز شد دفتری کزنام تو زیور گرفت کار او از عرش بالاتر گرفت هیچ امری لذّت بخش تر از تعلیم وتعلُّم نیست. بخصوص که با علاقه و انگیزه ای الهی و قلبی باشد. سالها دانش اندوزی و تجربه اندوزی را طی کرده ام به خاطر چند هدف: اوَّلاً خودم بهره کافی و وافی ببرم وبه تکمیل و تکامل خود بپردازم. ثانیاً:اگر چیزی فراگرفته ام در اختیار مشتاقان و همگان قرار دهم. زبان عربی کلید فهم قرآن وفرمایشات گهربار بزرگان دین است که همچون چشمه ای صاف و زلال می باشد،بنابراین سعی و تلاش من براین است که ازآن بنوشم و به دیگران نیز بنوشانم. بنوشید سیراب شوید نوش جانتان موضوع مرتبط: مناسبت ها برچسبها: عربی, فهم, قرآن یکشنبه بیست و پنجم تیر 1391 .:. 14:56 .:. غلامحسين محسني اصل
«معاني واژه های درس دوم» 1-عُلُوُّالْهِمَّة=بلندهمَّتي. 2-أيُّ غَايَةٍ=كدام هدف؟ 3-أجَابَ=پاسخ داد. 4-وَيْحَكَ= واي برتو،افسوس برتو. 5-صَغَّرْتَ=كوچك كردي. 6-أسْقَطْتَ=ازبين بردي،ساقط كردي. 7-لَقَدْقَدَّرْتُ= البته برنامه ريزي كرده ام. 8-مَازِلْتُ أجِدُّ=پيوسته تلاش مي كردم. 9-مَازِلْتُ أكْدَحُ=پيوسته رنج مي كشيدم. 10-ألشَّأو البَعِيد=فاصله ي زياد. 11-يَخْطَاُ=اشتباه مي كند. 12-اَلتَّفْرِيق=جداسازي،جداكردن. 13- صِغَرالنَّفْس=پستي،كوچكي. 14-يَحْسَبُونَ=گمان مي كنند.15-ألْمُتَذَلِّل=خوار. 16-ألدَّنِي=پست. 17-يُسَمُّونَ= مي نامند.18-تَرَفَّعَ بِنَفْسِهِ عَنْ ...=خودش رابرترشمرد. 19-دنايا=رفتارهاي پست. 20-يَلْقَاكَ=تورا ملاقات مي كند.21-يُصْغِي=گوش فرا مي دهد. 22-حَدَّثْتَهُ=بااوسخن گفتي. 23-يَزُورُك=توراديدار مي كند.24-مُهَنِّئ=تبريك گوينده.25-كَما=همچنان كه،همانطوركه.26-يَظُنُّونَ=گمان مي كنند.27-ألْيَق=لايق تر،شايسته تر. 28-أرْفَع=والاتر،بالاتر. 29-أحْوَج=نيازمندتر،محتاج تر.30-ألْمُحْتَرَف=داراي حرفه،شاغل. 31-ألزَّاخِر=پر،خروشان. 32-جَدَاوِل=رودخانه ها. 33-تَسْتَقِي=طلب آب مي كند،آبياري مي شود.34-غُدْران=آب گيرها،بركه ها.35-يَبْعَثُ=برمي انگيزد،مي فرستد. 36-رَهْبَة=ترس.37-هَيْبَة=هراس،فروتني.38-جَبَان=ترسو39-فَتَتَضَاءَلَ=درنتيجه ضعيف مي شوي.40-حَذَارِ=زِنهار،پرهيزكن.(اسم فعل است)41-ألنَّفْسُ الأبِيَّة=نفس بامناعت.42-أحْمَر=قرمز. 43-أعْوَج=كج.44-يَفْقُدُ=ازدست مي دهد.45-ألْبَارِئ=آفريننده ،خالق.46-وَيْل=واي،سختي،بدبختي.47-﴿لَوكَانُوايَعْلَمُونَ﴾=اگرمي دانستند.48-ضَلال=گمراهي.49-أمانِيّ=آرزوها،دروغ ها.50-أحْلام=رؤياها،خواب ها.51-تَلَف=زيان،آسيب.52-اُجْنُبْنِي=مرا دوركن.53-تَضْلِيل=گمراهي،سرگرداني،فريب.54-أصْنَام=بت ها.55-أحْمَز=سخت تر.56-حَضَارَة=تمدُّن.57-لَمْ تَفْرُضْ=واجب نكرد.58-سَيْطَرَة=تسلُّط،برتري يافتن.59-نَالَ=نائل شد،به دست آورد.60-أصَابَ=درك كرد،بدست آورد.61-نَجاح=موفَّقيَّت.62-تَعَب=رنج،زحمت.63-نَشْتَكِي=شكايت مي كنيم.64-ذَنْب=گناه.65- فَضَلَ=افزون گرديد،به بزرگي غالب شد.66-إِجْتَمَعَ= جمع شد. 67- إِنْتَصَرَ=پيروزشد. 68-وَفَرَ=كامل كرد،زيادشد.69-كَاتَبَ=نامه نگاري كرد.70-رَضِيَ=راضي وخشنودگرديد.71-ألْقَاسِيَةُ قُلُوبُهُم=سنگ دلان.72-إِرْغام=به خاك افكندن.73-عِدَي=دشمنان.74-أبْغَضَهُ=اورادشمن داشت.75-إِشْتَعَلَ=روشن شد،شعله ورشد.76-أسْرَعَ=شتافت.77-رِجالُ إِطْفاءِالْحَرِيقِ=مردان آتش نشاني. 78-إِطْفاء=خاموش كردن.79-وَرْد=گل،گل سرخ.80-يَزِيدُ=زياد مي كند.81-قُطْنِيّ=پنبه اي.82-كَمْ=چندتا،چقدر؟83-سِعْر=نرخ،قيمت.84-مِائَة=صد.85-تَخْفِيض=تخفيف.86-هَاتِ=بياور. «مفرد وجمع واژه ها» 1-إِمامZأئِمَّة.2-عُظَمَاءZعَظِيم.3-رِجالZرَجُل.4-دَناياZدَنِيئَة.5-جَدَاوِلZجَدْوَل.6-غُدْرَانZغَدِير.7-قِصَصZقِصَّة.8-حُرُوبZحَرْب. 9-شُرُوطZشَرْط. 10-أسْماءZإِسْم. 11-أصْنامZصَنَم.12-أعْمَالZعَمَل.13-عِدَيZعُدُوّ.14-عُقَلاءZعَاقِل. 15-أقْمِشَةZقُمَاش. 16-أسْعَارZسِعْر.17-أمْتَارZمِتْر. «مترادف و متضادّواژه ها» 1-تَرَي=تُشَاهِدُ.2-تَوَاضُع≠تَكَبُّر.3-صِغَرُالنَّفْس≠عُلُوُّ الْهِمَّةِ.4-الأدَب≠سُوءُ الأدَبِ.5-تَطْلُبُ=تُرِيدُ.6-أرْفَع=أعَلَي. 7-جَدْوَل=نَهْرٌصَغِيرٌ.8-زَاخِر=مَمْلُوء.9-رَهْبَة=خُوْف.10-بُلُوغ=وُصُول.11-يَأس=قُنُوط. 12-ألْغَايَة=هَدَف.13-يَجِدُ≠يَفْقُدُ.14-مَرْجِع=رُجُوع.15-ضَلال≠هِدَايَة.16-غَنِيّ≠فَقِير.17-اُجْنُبْ=أبْعِدْ.18-أحْمَز=أصْعَب. 19-أفْضَل=أحْسَن.20-كَدَحَ=تَعِبَ. موضوع مرتبط: چهارم دبیرستان، درسنامه، واژگان برچسبها: چهارم انسانی, واژگان, عربی یکشنبه یازدهم فروردین 1392 .:. 21:40 .:. غلامحسين محسني اصل
اولین گام ترکیب شناخت نوع جمله است. جمله ها در زبان عربي دو نوع است؛1) جمله
ي فعليه: كه با فعل شروع مي شود و
اركان اصلي آن فعل وفاعل و مفعول مي باشند. مانند:(1)«شَرِبَ الطِّفْلُ الْماءَ
مِنَ الْقَدَحِ.»=اين جمله فعليه مي باشد؛بنابراين تركيب جمله به اين ترتيب
است:«شَرِبَ»=فعل، «ألطِّفْلُ»=فاعل ومرفوع است،«ألْمَاءَ»=مفعولٌ به ومنصوب
است،«مِنَ الْقَدَحِ»=جارومجرور است. 2)جمله
ي اسميِّه: كه غالباً با اسم شروع مي شودواركان اصلي آن مبتدا و خبر مي
باشند.مانند:(2)«ألْعِلْمُ مُفِيدُ.»=اين جمله اسميه مي باشد؛بنابراين تركيب جمله
به اين ترتيب است:«ألْعِلمُ»=مبتداومرفوع است،«مُفِيدٌ»=خبر ومرفوع است.(3)«هُمْ
مُسْتَكْبِرُونَ.» =اين جمله اسميه مي باشد؛بنابراين تركيب اين جمله به اين ترتيب
است:«هُمْ»=مبتداومرفوع است.«مُسْتَكْبِرُونَ»=خبرو مرفوع است.(4)«فَتَحَ
الْمُعَلِّمُ الْكِتابَ فِي الصَّفِّ.»=اين جمله فعليه مي باشد؛بنابراين تركيب اين
جمله به اين ترتيب است:«فَتَحَ»=فعل،«ألْمُعَلِّمُ»=فاعل ومرفوع است،«ألْكتابَ»=مفعولٌ
به ومنصوب است،«فِي الصَّفِّ»= جارومجروراست.(5)﴿لاتَلْبِسُوا الْحَقَّ
بِالْباطِلِ.﴾ =اين جمله فعليه
است؛بنابراين تركيب اين جمله به اين ترتيب است:«لاتَلْبِسُوا» =فعل
وفاعل،ضميربارز«واو»فاعل،«ألْحَقَّ»=مفعولٌ به ومنصوب است،«بِالْباطِلِ»=جارومجروراست.﴿أنْزَلَ اللهُ سَكِينَتَهُ
عَلَي رَسُولِهِ... .﴾=اين جمله فعليه
است؛بنابراين تركيب اين جمله به اين ترتيب است:«أنْزَلَ»=فعل،«اللهُ»=فاعل ومرفوع
است،«سَكِينَةَ»=مفعولٌ به ومنصوب است،«علَي رَسُولِ»=جارومجروراست. همانطوريكه
درمثالها ملاحظه كرديد ؛ مبتدا وخبر دو ركن اصلي جمله اسميه مي باشند. مبتدا
اسم مرفوعي است كه مي خواهيم درباره
ي آن خبرياتوضيحي بدهيم وتقريباً معادل نهاد درزبان فارسي مي باشدوغالباً
درآغازجمله اسميه مي آيد.خبر اسم يا عبارت مرفوعي است كه درباره ي
مبتدا،خبر مي دهد،خبر مي تواند به صورت جمله،جارومجرور،اسم بيايد. فاعل
اسم مرفوعي است كه هميشه پس ازفعل مي آيديادرخودفعل وجودداردوفعل به آن نسبت داده
مي شود، فاعل :كننده ي كاريابه وجودآورنده ي حالتي مي باشد.مانند:«الطالِبُ»دراين
جمله؛«ذَهَبَ الطَّالِبُ.»يا«الطَّالِبَةُ»دراين عبارت«قَرَاَت الطَّالِبَةُ
الْقُرْآنَ.»يا«ضميربارزواو»دراين جمله؛«اُسْجُدُوا.»يا«ألباطلُ»دراين
عبارت؛«زَهَقَ الْبَاطِلُ.» حالات فاعل 1-اسم ظاهر:﴿قَدْ أفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ.﴾ ، ﴿وَالشُّعَرَاءُ
يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ.﴾ 2-ضميربارز:﴿ ألَّذِينَ آمَنُوا
وَ عَمَلُوا الصَّالِحاتِ.﴾،﴿يَامَرْيَمُ اقْنَتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي.﴾ ،﴿وَ لاتَقُولُوالِمَنْ
يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللهِ أمْواتٌ بَلْ أحْيَاءٌ.﴾ 3-ضميرمستتر:﴿ وَضَرَبَ اللهُ
مَثلاًلِلَّذِينَ آمَنُوا إمْرَأةَ فِرعَونَ إِذْ قَالَتْ(ضميرمستترهِيَ) رَبِّ
إِبْنِ(ضميرمستترأنتَ) لِي عِندَكَ بَيتاً فِي الْجَنَّةِ
وَنَجِّنِي(ضميرمستترأنتَ) مِنْ فِرعَونَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي(ضميرمستترأنتَ)
مِنَ الْقَومِ الظَّالِمِينَ.﴾ وجـوب تأنيث فعل
درسه مورد
واجب است كه فعل حتماً مؤنَّث آورده شود؛ 1-
هرگاه فاعل مؤنَّث حقيقيّ(مُدَرِّسَةٌ) وچسبيده به فعل باشد . مانند: «سَافَرَتْ مُعَلِّماتٌ إِلَي
مَشْهَدَ.»تركيب:جمله فعليه مي باشد. «سَافَرَتْ»=فعل، «مُعَلِّماتٌ»=فاعل ومرفوع
به إعراب اصلي وظاهري وفاعل اسم ظاهراست.«إِلَي مَشْهَدَ»=جارومجرور ومجرور به
إعراب فرعي وظاهري است. 2-
هرگاه فاعل ضميري باشد كه به مؤنَّث حقيقيّ برگردد. مانند: «ألْمُدَرِّسَةُ
جَلَسَتْ عَلَي الْكُرْسِيِّ.»تركيب:جمله اسميه است. «ألْمُدَرِّسَةُ»=مبتداومرفوع
به إعراب اصلي وظاهري است،«جَلَسَتْ ...»=خبر،جمله ي فعليه و محلاًّ مرفوع
است.«جَلَسَتْ» = فعل وفاعل ضميرمستترهي فاعل است.«عَلَي الْكُرْسِيِّ»=جارومجرور
ومجرور به إعراب اصلي وظاهري است. 3- هرگاه
فاعل ضميري باشد كه به مؤنَّث مجازي برگردد. مانند: «ألسَّاعَةُ إِنْكَسَرَتْ.»تركيب:جمله
إسميه مي باشد. «ألسَّاعَةُ»= مبتدا ومرفوع به إعراب اصلي وظاهري است،« إِنْكَسَرَتْ»=خبر،جمله
فعليه ومحلاًّمرفوع است.وفعل وفاعل ضميرمستترهِيَ فاعل است. موضوع مرتبط: ترکیب، قواعد، چهارم دبیرستان، درسنامه برچسبها: جمله, ترکیب, فاعل, تانیث, حالات فاعل یکشنبه یازدهم فروردین 1392 .:. 8:28 .:. غلامحسين محسني اصل
اسم از نظر عدد 1) مفرد : كِتَاب، مُدَرِّس ، طَالِبة. 2) مُثَنَّي:1- درحالت رفعي: كِتَابَانِ ، مُدَرِّسَانِ .2-دردو حالت نصبي وجرِّي: كِتَابَيْنِ ، مُدَرِّسَيْنِ . 3) جمع: جمع مكسر: كُتُب. جمع سالم مؤنَّث : طَالِبَات،مذكر:مُدَرِّسُونَ، مُدَرِّسِينَ.اسم جمع : نِسَاء ، شَعْب ، اُسْرَةَ .اسم جمع : اسمي است كه بر بيش از دو چيز يا دو فرد دلالت مي كند اما از جنس خودش،مفرد ندارد.مانند:نَاس،جَيْش. اسمهايي كه مي توانند جمع مذكرسالم،جمع بسته شوند 1)اسم خاص(عَلَم) مذكَّرعاقل. مانند: حَامِدٌ؛حَامِدُونَ درحالت رفعي و حامِدِينَ دردوحالت نصبي وجَرِّي. 2)صفت مذكر عاقل(انسان). مانند: مُدَرِّس؛مُدَرِّسُونَ درحالت رفعي و مُدَرِّسِينَ دردوحالت نصبي وجرِّي.
اسمهايي كه به صورت جمع مؤنث سالم جمع بسته مي شوند 1) عَلَم مونث : مريمات. 2) صفات مونث يا هر كلمه اي كه علامت تانيث دارد : مُدَرِّسات. 3) مصدرهايي كه بيش از سه حرف دارند: اطِّلاعات ، تحولات . 4) كلمات غير عربي : تليفونات ، دلارات ، ريالات. «إســـم ازنظر جــنـس» 111 نشانه هاي تانيث:1- ة : فَاطِمَة ، در صورتي « ة » علامت تانيث است كه نشانه ( علامت ) مبالغه نباشد . مانند: علّامة كه بر زن و مرد بسيار دانا گفته مي شود. 2- اء(الف ممدودة) : زَهْرَاء ، حَمْرَاء . 3- ي(الف مقصورة) : كُبْري ، دُنْيا .در صورتي «الف ممدوده»و«الف مقصوره»علامت تانيث مي باشند كه جزء حروف اصلي كلمه نباشند. مذكَّر:حقيقي : به مرد يا حيوان نر دلالت مي كند : مانند: رَجُل ، دِيك .مجازي : بر مرد يا حيوان نر دلالت نمي كند ، اما قواعد مذكر در موردش اجرا مي شود. مانند: قمر ، كتاب . مؤنَّث:حقيقي : بر زن يا حيوان ماده دلالت مي كند . مانند: اِمْراَة ، دَجَاجَة.مجازي : بر زن يا حيوان ماده دلالت نمي كند. اما قواعد تانيث در موردش اجرا مي شود . مانند: شمس ، اَرْض ، منضدة. معنوي : اسم مونثي است كه هيچيك از نشانه هاي تانيث را ندارد. مانند : مريم ، ارض ، شمس .لفظي : اسم مذكري است كه يكي از نشانه هاي تانيث را دارد. مانند : معاوية ، طلحة ، زكرياء. اسمهاي مونث مجازي 1) اكثر اعضاي زوج بدن . مانند : يَد ، عَيْن ، بجز خَدّ وحاجب. 2) اسامي بادها .مانند : صبا. 3) اسمهاي شهر ها و كشور ها . مانند : ايران ، طهران . 4) جمعها ي غير انسان( غير عاقل ) . مانند : ابواب ، مصابيح . 5) اسمهاي معنايي كه دارا ي علامت تانيث هستند ، مانند : عفة ، عزّة ، حِكْمَة. 6) برخي از اسمها به صورت سماعي(بدون قاعده)مونث ميباشندكه مهمترين آنهاعبارتنداز:ارض،نفس،دار،نار،جهنم،شمس ،بِئْر. موضوع مرتبط: قواعد، چهارم دبیرستان، درسنامه برچسبها: قواعد, سال چهارم انسانی, اسم مفرد, مذکر, مونث یکشنبه یازدهم فروردین 1392 .:. 8:26 .:. غلامحسين محسني اصل
قواعد عربي درطول سالهاي راهنمائي ودبيرستان وپيش دانشگاهي ازسه بخش 1)صرف و2) نحو و3)بلاغت تشكيل مي شود.1)صرفZتجزيه(ألتَّحليل الصَّرفيّ)Zبررسي ويژگيهاي فردي يك كلمه بدون توجه به نقشش درجمله مي باشد.2)نحوZتركيب(ألإعراب)Zشناخت نقش وموقعيتش درجمله مي باشد.3)بلاغتZعلم معاني،بيان، بديعZبررسي چگونگي رسائي وزيبائي كلام مي باشد.اولین گام تجزیه شناخت اقسام کلمه است. اقسام كلمه: 1)اسم:+معناي مستقل دارد. -زمان ندارد. مصدر: كِتَابَة ، ضَحْك ،إحسان .غير مصدر: بَاب ،مِفْتَاح ، عَلِي. 2)فعل:+معناي مستقل دارد. +زمان دارد. ماضي.مضارع.أمــر. 3)حرف - معناي مستقل ندارد.- زمان ندارد.مانند:«مِنْ و اِلي»دراين جمله؛«جِئْتُ مِنَ الثَّانَوِيَةِ اِلي بَيْتِكِ.» چنانچه ملاحظه مي فرماييد،«مِنْ» برآغاز مكاني و«إلي» بر انتهاي مكاني دلالت مي کنند.«ألثَّانوية» به معني دبيرستان است. «مهمترين نشانه هاي ظاهري اسم» 1- ال +إسم: ألکتاب. 2- إسم+ تنوين: کتابٌ. 3- إسم+ ة: کِتابَة. 4- حروف جر+إسم ( مهمترين حروف جر : بِـ . فِي . اِلي . مِنْ . عَنْ . كَـ . لِـ ….) : بسم اللّه الرَّحمن الرَّحيم. 5- إسم+ اء: صحراء،البته به جز سه کلمه درکتابهاي درسي شما که آخرين حرف آنها،الف ممدوده ميباشد و فعل هستند:جاء= آمد،شاء= خواست، يشاء= مي خواهد. 6- اضافه ( مضاف و مضاف اليه واقع شدن):هَذَا کتابُ سعيدٍ. کتابُ مضاف و سعيدٍ مضافٌ إليه مي باشند. 7- مي تواند منادي واقع شود: يا مُجِيبَ الـدَّعَواتِ. 8- مي تواند هم مبتداء و هم خبر واقع شود. سعيدٌ جَالِسٌ . «مهمترين نشانه هاي ظاهري فعل» 1- قد + فعل: قَدْ أفلَحَ مَنْ زَکَّيهَا. 2- سَ يا سَوفَ + فعل: سَوفَ يُعْطِيکَ فَتَرضَي. 3- فعل+ تْ (تاي ساكنه تأنيث در انتهاي فعل و در ميان جمله ): عَلِمَتْ نفسٌ مَاقَـدَّمَتْ وً أخَّرَتْ. 4- أَتَينَ + فعل: سَنُقْرِئُکَ فلاتَنسَي . 5- فعل+ ضماير متصل رفعي ( ا . و . نَ . تَ . تُما . تُمْ . تِ . تُنَّ . تُ . نَا . ي ):أرَاَيتَ الَّذِي يکَذِّبُ بِالدِّينِ. 6- حروف جازمه (لَم،لَمَّا،لاي نهي،لِـ لام أمر،إنْ و...)+ فعل : فَلْينْظُرِ الإنسانُ مِمَّ خُلِقَ. 7- حروف ناصبه (أنْ،لَنْ، کَي،إذَنْ، لِـ، حَتَّي)+ فعل :لَنْ تَنَالُوا الْبِـرَّ حَتَّي تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ. 8- فعل+ نون تاكيد: لاتَحْسَبَـنَّ.نون تأكيد:دو نوع است؛1-نون تأكيدثقيله؛داراي تشديد است ومي تواند درانتهاي تمامي صيغه هاي مضارع و امر ونهي به كار رود. مانند: ﴿كَلاَّ لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَة.﴾2-نون تأكيدخفيفه؛بدون تشديد وساكن است ونمي تواند درانتهاي صيغه هاي مثني و جمع مؤنَّث به كار رود.مانند: ﴿كَلاَّ لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لنَسْفَعَنْ(لَنَسْفَعاً) بالنَّاصِيَةِ.﴾ موضوع مرتبط: قواعد، چهارم دبیرستان، درسنامه برچسبها: قواعد, سال چهارم انسانی, اسم, فعل, حرف یکشنبه یازدهم فروردین 1392 .:. 8:24 .:. غلامحسين محسني اصل
«معاني واژه ها» 1-إِمْرَاَة = زن. 2-إِذْ
= هنگاميكه.
3-رَبِّ = اي پروردگارم. 4-إِبْنِ = بساز. 5-نَجِّنِي = مرا نجات
بده.6-لايَنْفَعُ = سودنمي رساند. 7-لايُؤْخَذُ =
مُؤاخذه نمي شود. 8-جُرْم =
جنايت،گناه.
9-لايُثَابُ = ثواب داده
نميشود. 10-طاعة =
بندگي،اطاعت.
11-خِصِّيص=مُقَرَّب،نزديك،وابسته. 12-مُلازم =
همراه،دوست.13-تَبَيِّنَ = بيان شد،آشكارشد،روشن شد. 14-بَيَّنَ=بيان
كرد،روشن كرد. 15-لَمَّا+فعل ماضي = وقتيكه. 16-لَمْ يَتَعَدَّ = سرايت نكرد. أدْخَلَ = داخل كرد. 18-رُوِيَ =
روايت شد،نقل شد.19-إِسْتَحَقَّ = سزاوارشد،شايسته شد. 20-حَسْبُكَ =
توراكافي است. 21-أنْ تُسَمَّرَ=اينكه ميخ كوب شود. 22-يُرْفَعَ =
بالابرده شود. 23-رُخَام = سنگ مرمر. 24-يُرْسَلُ =
فرستاده شود.25-أرَي= نشان داد. 26-إِخْتَارَتْ=برگزيد،انتخاب كرد. 27-نَزَع=گرفت. 28-وَقَعَ = افتاد. 29-سَمَّرَ=ميخكوب
كرد. 30-إِناث= زنان. 31-أعضاء مُزْدَوجَة=اعضاي زوج. 32-يَعُودُ=
برميگردد. 33-تَجْرِي=جاري مي شود.34-ألانَ = نرم
كرد،نرمي كرد.
35-لاتَرِقُّ= نرم نمي شود. 36- تَحِيَّة=
درود،سلام. 37-يَسْعَونَ=تلاش مي كنند. 38-جُهْد=
تلاش،كوشش. 39- غاوون=گمراهان.40-﴿وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ
الْغاوُونَ.﴾ شعراء: 224= هلاكت پيشگان از شعراء و خيالبافان پيروى ميكنند.
غاوّى:هلاكت پيشه.41-﴿وَ لِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ﴾رحمن:46=وهر كه از مقام (قهر
و كبريايى) خدايش بترسد او را دو باغ بهشت خواهد بود. 42-﴿إِنَّ الْمُبَذِّرينَ كانُوا
إِخْوانَ الشَّياطين﴾الإسراء:27=اسرافكاران با شياطين برادرند. 43-﴿لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ
الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنين.﴾آل عمران:28=نبايد مؤمنان،
كافران را به جاى مؤمنان به دوستى برگزينند. 44-مَنَحَ
= بخشيد. 45-تَفَوُّق = برتري. 46-ألإتيان ...
بِـ = آوردن. 47-قلب=تبديل
كردن،عوض كردن.48-ذَهَب = طلا. 49-نَجَاح= موفقيت. 50-ظَلام=
تاريكي. 51-سِرَاج= چراغ. 52- خُطْوَة=
گام.53-تَقَدَّمَ =
پيشرفت كرد،پيشروي كرد. 54-شَجَّعَ= تشويق كرد. 55-أنَارَ=روشن
كرد. 56-عَزْم= اراده. 57-مُوَاصَلَة=
ادامه دادن. 58-مَلَل=خستگي،كسالت. 59-اُقْنُتْ=اطاعت
كن،فرمان ببر. 60-يَهْجُمُ=حمله مي كند. 61-تَبَعِيَّة=پيروي
كردن،وابستگي. 62- أنْ يُحَقِّقَ= كه جامه عمل بپوشاند. 63-
إسْتَطَاعَ=توانست. 64-حَرْب=جنگ .65-ألْمَفْرُوضَة = تحميلي. 66-إِنْتَصَرَ=پيروز
شد. 67-يَتَمَنَّي=آرزو مي كند.68-أنْ يَظْفَرَ=
اينكه پيروز شود.
69-هَوان=خواري،ذِلَّت. 70-يَقُومُونَ...بِـ=اقدام
مي كنند.71-الآداب والعلوم الإنسانيَّة=ادبيات وعلوم انساني.72-دَرَسَ= مطالعه
كرد. 73-فَرْع = رشته.74-إِخْتَرْتَ= انتخاب كردي. 75-ألْمُجِيد=
ماهر،زبردست. 76-فَنّ=هنر.77-حَضَارة= تمدُّن. 78-رَمْضَاء=گرماي سوزان. 79-مُسْتَجِير=پناهنده. 80-مَلَل=خستگي،كسالت. «مترادف
و متضادّواژه ها» 1-نَجِّنِي=خَلِّصْنِي. 2-جُرْم=ذَنْب. 3-خِصِّيص=مُلازِم. 4-اُرْسِلَ=بُعِثَ. 5-إِنْتَصَرَ=نَجَحَ. 6-أفْلَحَ=فَازَ=نَجَحَ. 7-أمْوَات≠أحْيَاء. 8-ألإحْسَان≠ألإسَائة. 9-ألْعُلْيا≠ألسُّفْلَي. 10-أمَام≠خَلْف. 11-سُرُور≠حُزْن. 12-خَيْر≠شَرّ. 13-إِسْتَطاعَ=قَدَرَ. موضوع مرتبط: چهارم دبیرستان، واژگان یکشنبه یازدهم فروردین 1392 .:. 7:32 .:. غلامحسين محسني اصل
با تقدیم سلام و آرزوی سلامتی و تکامل معنوی برای شما عزیز و بزرگوار به منظور بهره وری بیشتر تلاش می شود قواعد و واژگان دوره دبیرستان با زبانی بسیار آسان به تدریج ارائه شود. موجب مزید امتنان است که با نظرات خود مرا در ارائه بهتر و کاملتر یاری کنید. موضوع مرتبط: درسنامه یکشنبه یازدهم فروردین 1392 .:. 6:45 .:. غلامحسين محسني اصل
ماجراي شيعه شدن اینشتین خبر: متنی که می خوانید گزیده ای از آخرین رساله اینشتین (DIE ERKLA"RUNG دی ارکلرونگ = بیانیه) به ترجمه دکتر عیسی مهدوی است که در پایگاه اطلاع رسانی آیت الله بروجردی منتشر شده است. پیشگفتار کتاب : در اوائل سال 1382 شمسی (=2003م) پروفسور ابراهیم مهدوی ( تولد 1310 ش ) مقیم لندن پس از سفری به آمریکا و آلمان و فرانسه و دیدار با برخی سرمایه داران شرکت اتومبیل سازی "فورد" در آمریکا و "بنز" در آلمان و "کنکورد" در فرانسه و جلب رضایت برخی از اعضاء آنها جهت کمک مالی برای خریداری این رساله گران قیمت بالاخره موفق شدند قرار داد خرید آن را با یک عتیقه دار یهودی را به امضاء برسانند. بهای این رساله که تماما به خط خود انیشتین است سه میلیون دلار تمام شد که به این ترتیب سرشکن شده پرداخت گردید: BENZ : $ 1/000/000 (به افتخار این که اینشتین آلمانی بود.) CONCORDE : $500/000 (به افتخار جناب
لاوازیه - مقتول 1794 م در انقلاب / یا شورش / فرانسه - و نیز قانون بقای
ماده او که در این رساله بارها یاد شده است.) شخصیت های اصلی این رساله :
حمیدرضا پهلوی (مترجم و رابط فوت 1371 ش = 1992م ) که نیلز بور او را به اینشتین معرفی کرده و در آن زمان 22 ساله بود. لطفا ادامه مطلب را مطالعه کنید
موضوع مرتبط: زنگ تفریح برچسبها: شیعه, انیشتین, بروجردی, نامه ادامه مطلب پنجشنبه هشتم فروردین 1392 .:. 7:58 .:. غلامحسين محسني اصل
سه شنبه ششم فروردین 1392 .:. 17:50 .:. غلامحسين محسني اصل
ای نو بهار خنـــدان از لامکان رسیـــــدی چیزی به یار مانی از یـــار ما چه دیـــدی خندان و تازه رویی سر سبز و مشکبویی همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریــدی فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشیدجم بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد موضوع مرتبط: مناسبت ها برچسبها: نوروز, یار, بهار دوشنبه پنجم فروردین 1392 .:. 9:49 .:. غلامحسين محسني اصل
موضوع مرتبط: مناسبت ها برچسبها: حضرت فاطمه, علی علیه السلام, فاطمیه ادامه مطلب دوشنبه پنجم فروردین 1392 .:. 7:22 .:. غلامحسين محسني اصل
دانش پژوهان گرامی فعل هایی که تاکنون در احادیث و آیات ذکر شده است. به ترتیب در جدول تجزیه فعل تجزیه می شود. خواهش می کنم ؛برای تقویت معلوماتتان ابتداء خود تجزیه کنید وسپس پاسختان را با جدول تجزیه مقایسه کنید.
موضوع مرتبط: آیات قرآن، احادیث، تجزیه فعل برچسبها: تجزیه, فعل سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391 .:. 10:26 .:. غلامحسين محسني اصل
انسانها زمانی نا امید میشوند که چیزی به موفقیت آنها باقی نمانده است ![]() موضوع مرتبط: زنگ تفریح ادامه مطلب سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391 .:. 7:36 .:. غلامحسين محسني اصل
«انْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (سوره بقره:184)»=اینکه روزه بگیرید برایتان بهتر است اگر بدانید. «انْ »=ازحروف ناصبه می باشد.«تَصُومُوا»=فعل وفاعل ضمیربارزواو فاعل ومرفوع به اعراب محلِّی است.«انْ تَصُومُوا»= به عنوان مصدر تلقِّی می شود و جمله را اسمیه میکند،بنابراین کل آن مبتدا و مرفوع به اعراب محلِّی است. «خَيْرٌ»= خبر(مفردجامد) ومرفوع به اعراب اصلی وظاهری است. «لَكُمْ »= جارو مجرورو مجروربه اعراب محلِّی است. «إِنْ »= از حروف شرط، «كُنْتُمْ»=ازافعال نافصه و ضمیر بارزتُم اسمش و مرفوع به اعراب محلِّی است.«تَعْلَمُونَ»=خبر افعال ناقصه(جمله فعلیه) و منصوب به اعراب محلِّی است وشامل فعل وفاعل ضمیر بارز واو فاعل ومرفوع به اعراب محلِّی است. موضوع مرتبط: آیات قرآن، ترکیب برچسبها: ترکیب, جمله اسمیه, رمضان, روزه سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391 .:. 5:52 .:. غلامحسين محسني اصل
.:. Graphic By : SamenTheme // Code By : SibTheme .:. |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||